




صبح تا موقعیی که وسایل رو جمع کردیم و یه چیزی خوردیم ساعت 9.30 شد براه افتادیم مسیر خوب بود اما کم کم که به نطنز نزدیک می شدیم ظاهرا به ارتفاع افزوده میشد بین راه کنار یه پمپ بنزین توقف کردیم و از یه سوپر مارکت یه سری خرت وپرت خریدیم و خوردیم بعد یه استراحت و به راهمون ادامه دادیم تو مسیر باز بارون گرفت که باز پناهمون یه پل بود تو مدتی که زیر پل بودیم یه چایی درست کردم وخوردیم ازاده هم امروز سر حال بود و هم پای من میومد اینقدر مناظر زیبا بود که دیدنشون آدمو به وجد میوووورد از 20 کیلومتر مونده به نطنز جاده اومد حالگیری کنه آخه انتهای رشته کوههای زاگرس ظاهرا اینجا قطع میشه اما باور کنید واقعا مناظر زیبا بود خلاصه وارد خروجی نطنز شدیم ابتدای ورودی جاده نطنز محمد رضا یکی از اهالی نطنز با تعارف میوه های باغشون سر صحبت رو باز کرد و من ادرس کافی نت رو پرسیدم و محلی که بتونیم چادر بزنیم و محمد رضا مرسی .
به راهمون اداده دادیم و از مناظر لذت می بردیم تابلوی نطنز 5 کیلومتر جلومون ظاهر شد و خوشحال تابلو رو که رد کردیم دیدم یه وانت وایساد و بعد از سلام پیشنهاد داد که مارو تا شهر ببره اولش گفتیم نه اما وقتی اون آقا گفت که سر باللییی این 5 کیلومتر بد جوری کف کردیم و پیشنهادشو قبول کردیم دوچرخه ها رو سوار وانت کردیم و خودمون هم پشت وانت نشستیم واقعا خوب شد سوار شدیم صد رحمت به گردنه بدرانلو این وردی نطنز هم چیزی کم نمیاره تو ماشین که بودم از این سرباللایی ها کف کرده بودم اگه با ماشین نمی مدیم فکر کنم ساعن 12 شب هم نمی رسیدیم نطنز دستش درد نکنه تا ابتدای شهر اومدیم و بعد پیاده شدیم والانم که تو کافی نتم فعلا تا بعد فردا هم میریم به امید خدا اصفهان
خوش باشید
2 نظرات:
just khosh begzare, bahal bood gozareshet
آیا اینجا همون راحیه که از دو راهی ابیانه می گذره ؟ چرا از اتوبان نرفتین ؟ دوست دارین مسیرهای باریک و دوطرفه رو ؟
ارسال يک نظر